عشق ز پروانه بیاموز

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز
کان سوخته را جان شد و آواز نیامد

این مدعیان در طلبش بی‌خبرانند
کانرا که خبر شد خبری باز نیامد

(سعدی)