ساغری ز می

ساقی به یاد یار بده ساغری ز می
از آن گنه چه باک که باشد به یاد وی

من ژنده پوش یارم و دارم به جان او
ننگ از قبای قیصر و عار از کلاه کی

تا کی دلا به مدرسه طامات طرهات
بشنو حدیث یار دو روزی ز نای نی

واعظ مگو حدیث بهشت و قصور و حور
ما توسن هوا و هوس کرده‌ایم پی

ما عندلیب گلشن قدسیم باغ ما
ایمن بود ز باد خزان و هوای دی

زاهد برو چه طعنه مستی زنی که هست
مست از خیال دوست صفایی نه مست می

(ملا احمد نراقی)