بایگانی‌های تگ: مولوی

ارزش انسان، نفی ریا، و اصل خاموشی

عده‌ای بصورت آگاهانه تظاهرات مذهبیشان با باطنشان در تضاد است. علت این تظاهرات، امتیازاتی است که می‌خواهند در جامعهٔ دینی کسب کنند. با استناد بقرآن:«يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ» (سورهٔ فتح، آیهٔ ۱۱)«با زبان‌هایشان چیزی می‌گویند که در دل‌هایشان نیست»این عمل ریاکارانه را بجهت اغراض دنیوی پوچ انجام می‌دهند؛ تا برای خود جایگاهی دنیوی […]

شرح عشق در زبان مولانا

هرچه گویم عشق را شرح و بیانچون به عشق آیم خجل باشم از آن گرچه تفسیر زبان روشنگرستلیک عشق بی‌زبان روشنترست چون قلم اندر نوشتن می‌شتافتچون به عشق آمد قلم بر خود شکافت (مولوی) در نگنجد عشق در گفت و شنیدعشق دریاییست قعرش ناپدید (مولوی) جمله معشوق‌ست و عاشق پرده‌ایزنده معشوق‌ست و عاشق مرده‌ای (مولوی)

به نیکی یاد کردن

هر که از ما کند به نیکی یادیادش اندر جهان به نیکی باد اگر کسی در حق کسی نیک گوید آن خیر و نیکی به وی عاید می‌شود. و در حقیقت، آن ثنا و حمد بخود می‌گوید. نظیر این، چنان باشد که کسی گِرد خانهٔ خود گلستان و ریحان کارد؛ هر باری که نظر کند […]

جبر و اختیار

از امام رضا (ع) پرسیدند:الْخَلْقُ مَجْبُورُون‏َآیا مردم مجبورند؟ امام فرمودند:اللَّهُ أَعْدَلُ مِنْ أَنْ يُجْبِرَ خَلْقَهُ ثُمَّ يُعَذِّبَهُم‏ْخداوند دادگرتر از آن است که بندگانش را مجبور کند و سپس عذابشان دهد. پرسیدند:فَمُطْلَقُون‏َپس آزاد و رهایند؟ امام فرمودند:اللَّهُ أَحْكَمُ مِنْ أَنْ يُهْمِلَ عَبْدَهُ وَ يَكِلَهُ إِلَى نَفْسِه‏ِخداوند حکیم‌‏تر از آن است که بنده‌‏اش را رها کند و […]

خنده و گریه

خنده از لطفت حکایت می‌کندگریه از قهرت شکایت می‌کند این دو پیغام مخالف در جهاناز یکی دلبر روایت می‌کند غافلی را لطف بفْریبد چنانقهر ننْدیشد، جنایت می‌کند وان یکی را قهر نومیدی دهدیأس کلی را رعایت می‌کند عشق مانند شفیعی مشفقیاین دو گمره را هدایت می‌کند شکرها داریم از عشق ای خدالطف‌های بی‌نهایت می‌کند هر […]