بایگانی‌های تگ: صائب تبریزی

بیگناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق

جان ز ترک جسم چون گوهر فروزان می‌شودچون بخار از گل برآید ابر نیسان می‌شود ترک خواهش را حیات جاودانی لازم استآبرو چون جمع گردد آب حیوان می‌شود در هوای دانه نعلش همچنان در آتش استپایتخت مور اگر دست سلیمان می‌شود بیگناهی کم گناهی نیست در دیوان عشقیوسف از دامان پاک خود به زندان می‌شود […]

یک عمر می‌توان سخن از زلف یار گفت

یک عمر می‌توان سخن از زلف یار گفتدر بند آن مباش که مضمون نمانده است (صائب تبریزی)