بایگانی‌های دسته‌بندی: اطلاعات عمومی

سرچشمه‌ی خورشید

هوالمحبوب مِهر خوبان دل و دین از همه بی‌پروا بُردرُخ شَطرنج نبُرد آنچه رخ زیبا برد تو مپندار که مجنون سرِ خود مجنون گشتاز سَمَک تا به سِماکَش کشش لیلی برد من به سرچشمه‌ی خورشید نه خود بردم راهذرّه‌ای بودم و مِهر تو مرا بالا برد من خَسی بی سر و پایم که به سیل […]

تازه به تازه نو به نو

مطرب خوش‌نوا بگو، تازه به تازه نو به نوبادهٔ دلگشا بجو، تازه به تازه نو به نو با صنمی چو لعبتی، خوش بنشین به خلوتیبوسه ستان به آرزو، تازه به تازه نو به نو بر ز حیات کی خوری؟ گر نه مدام میخوریباده بخور به یاد او، تازه به تازه نو به نو شاهد دلربای […]

ای دل بیا که ما به پناه خدا رویم

وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداًو هرگز غیر او را پناهی نخواهی یافت… قرآن کریم، سورهٔ کهف، آیهٔ ۲۷ ای دل بیا که ما به پناه خدا رویم (حافظ)

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد

سالها دل طلب جام جم از ما میکردوانچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد گوهری کز صدف کون و مکان بیرون استطلب از گمشدگان لب دریا میکرد مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوشکو به تأیید نظر حل معما میکرد دیدمش خرم و خندان قدح باده به دستو اندر آن آینه صد گونه تماشا میکرد […]

ارزش انسان، نفی ریا، و اصل خاموشی

عده‌ای بصورت آگاهانه تظاهرات مذهبیشان با باطنشان در تضاد است. علت این تظاهرات، امتیازاتی است که می‌خواهند در جامعهٔ دینی کسب کنند. با استناد بقرآن:«يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ» (سورهٔ فتح، آیهٔ ۱۱)«با زبان‌هایشان چیزی می‌گویند که در دل‌هایشان نیست»این عمل ریاکارانه را بجهت اغراض دنیوی پوچ انجام می‌دهند؛ تا برای خود جایگاهی دنیوی […]

درد نیست وگرنه طبیب هست

روی تو کس ندید و هزارت رقیب هستدر غنچه‌ای هنوز و صدت عندلیب هست گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیستچون من در آن دیار هزاران غریب هست در عشق خانقاه و خرابات فرق نیستهر جا که هست پرتو روی حبیب هست آنجا که کار صومعه را جلوه می‌دهندناقوس دیر راهب و نام صلیب […]

راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی

راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلیکار پرداز دل و سوز دل و ساز دلی بر سر سدره و بر طوبی و بر شاهق طوردانه و لانه و بال و پر و آواز دلی قبض و بسطی که به عنقای دل آید همه دمچو دفیف است و صفیفش که به پرواز […]

تهی‌دستی و گمانِ پستی

وَ اعْصِمْنِي مِنْ أَنْ أَظُنَّ بِذِي عَدَمٍ خَسَاسَةً، أَوْ أَظُنَّ بِصَاحِبِ ثَرْوَةٍ فَضْلًا، فَإِنَّ الشَّرِيفَ مَنْ شَرَّفَتْهُ طَاعَتُكَ، وَ الْعَزِيزَ مَنْ أَعَزَّتْهُ عِبَادَتُكَ[ای خداوند] و مرا در امان دار از اینکه به تهی‌دستی، گمانِ پستی و فرومایگی برم، یا به ثروتمندی، گمانِ برتر بودن. زیرا شریف کسی است که فرمانبرداری تو، شرافتش بخشیده باشد، و […]

هر بلائی کز تو آید رحمتی است

هر بلائی کز تو آید رحمتی استهر که را فقری دهی آن دولتی است تو بسی زاندیشه برتر بوده‌ایهر چه فرمان است، خود فرموده‌ای زان به تاریکی گذاری بنده راتا ببیند آن رخ تابنده را تیشه، زان بر هر رگ و بندم زنندتا که با عشق تو پیوندم زنند گر کسی را از تو دردی […]

چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بوددیده را روشنی از خاک درت حاصل بود راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاکبر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود دل چو از پیر خرد نقل معانی می‌کردعشق می‌گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود آه از آن […]